|
الثلاثاء, 02 مارس 2010 17:28 |
|
There are no translations available.
در همدان برنامه داشتم. پس از پايان برنامه ها، با هواپيما به تهران آمدم و قرار بود چند ساعت بعد به مشهد پرواز داشته باشم. به دليل كارهايي كه در تهران برايم پيش آمد، به پرواز مشهد نرسيدم و از هواپيما جاماندم.
وقتي به مدير ترمينال هوايي مراجعه كردم، به بزرگواري و نورانيت قرآن، مرا شناخت و گفت: آقاي فروغي! امشب تا صبح به مشهد پرواز نداريم. اگر همين جا براي ما قرآن بخوانيد، كاري مي كنم كه امشب تا ساعت 8 به مشهد برسيد. ساعت 3 يا 4 بعد از ظهر بود. از سخن ايشان تعجب كردم و گفتم: شما كه مي فرماييد به مشهد پرواز نداريم. مدير ترمينال گفتند: باز هم عرض مي كنم كه به مشهد پرواز نداريم، اما اگر قرآن بخوانيد، شما را به مشهد خواهم فرستاد. پذيرفتم كه در دفتر كارش قرآن بخوانم. لحظه اي بعد شخصي نزد مدير آمد و گفت: جناب سرهنگ! پرواز اروميه آماده است. ايشان گفتند: تازه ما مي خواستيم از آقاي فروغي استفاده كنيم، اما اكنون كه اينطور شد، آقاي فروغي را به دست خلبان بسپاريد، زيرا بليط ايشان براي قرائت قرآن صادر شده است. بنده را به دست خلبان سپردند و قرار شد ايشان بنده را به اروميه برده و پس از چند ساعت توقف در فرودگاه اروميه، به مشهد پرواز كنيم. خلاصه آقاي خلبان بنده را به كابين خود برد. جالب تر از همه اينكه فهميدم مسافران محترم اين هواپيما، جانبازان عزيز و خانواده محترم ايشان مي باشند. بسيار خوشحال شدم كه خداوند به بنده لطف كرد و سعادت يارم شد كه در اين مسافرت، ملتزم ركاب و همسفر آنان شدم. لازم به يادآوري است كه اين پرواز مختص جانبازان عزيز و خانواده محترم ايشان بود و بنده افتخار يافتم كه در حضور آنان باشم.
خلاصه به مسافران محترم اعلام شد كه آقاي فروغي مسافر اين هواپيما است و مي خواهيم براي قرائت قرآن، عصري با قرآن در داخل همين هواپيما تشكيل دهيم. مسافران بسيار خوشحال شدند. عظمت و بزرگواري قرآن در آسمان چه شكوه و جلالي داشت. قرائت قرآن را آغاز كردم. هر آيه اي كه مي خواندم، الله الله مسافران در هواپيما طنين انداز مي شد. چه شكوه و جلالي بود كه ذكر هر آيه قرآن و تكبير در آسمان، قدرت و عظمت پروردگار و نور خداوند را تجلي مي بخشيد.
پس از قرائت و گذشت دقايقي، هواپيما در فرودگاه اروميه به زمين نشست. آنقدر مورد لطف جانبازان عزيز و خانواده محترمشان قرار گرفتم كه هيچ وقت اين خاطره را فراموش نخواهم كرد. توقف كوتاهي در اروميه داشتيم، سپس هواپيما از اروميه به قصد مشهد به پرواز درآمد.
شما فكر كنيد اگر قرآن نبود، اگر عظمت كلام حق نبود، آيا چنين اتفاقي مي افتاد؟ از بركت قرآن است كه اين امكانات در جهت رفاه يك قاري بكار گرفته مي شود. پس هرچه داريم از بزرگواري و عظمت كلام خداست. عزت يك انسان در سايه عظمت و بزرگواري كلام خداست. اگر انسان از سايه قرآن فاصله بگيرد، هيچ ارزشي ندارد. همه چيز در كنار قرآن است و دنيا و آخرت با قرآن تضمين مي شود.
از جوانان و نوجوانان عزيز مي خواهم ارتباط خودشان را با قرآن قطع نكنند. اگر بزرگترين شخصيت علمي جهان هم بشوند، اما در كنار قرآن نباشند، هيچ ارزشي ندارد. تقوا پيشه كنيد، زيرا خداوند انسان با تقوا را دوست دارد. خوشا به حال كسي كه خدا او را دوست داشته باشد، چنين فردي هيچ تألم خاطري نداشته و هميشه عزيز و محبوب و جايگاهش بهشت است.
|