Javad Forooghi Official Web Site - پایگاه اطلاع رسانی جواد فروغی

الثلاثاء
07. فبراير 2012
13. ربيع‌الاول 1433
6. فوریه 2012
المذكرات كودكي كه از گردنم آويزان شد
كودكي كه از گردنم آويزان شد PDF طباعة إرسال إلى صديق
الثلاثاء, 02 مارس 2010 17:24
There are no translations available.


پس از پايان مراسم شبي با قرآن در يكي از شهرهاي كشورمان، با حلقه محاصره عاشقان قرآن و اظهار محبّت و علاقه شديد مردم مواجه گرديدم. در آن تراكم و ازدحام فوق العاده جمعيّت، ناگهان متوجه پسر بچه 7-8 ساله اي شدم كه در ميان جمعيّت و فشار آنها در معرض آسيب ديدگي و خفه شدن قرار داشت، ولي با تهوّر خاصي پاهاي بنده را گرفت و به گردنم آويزان شد. من كه بر روي شانه هاي خود احساس سنگيني مي كردم، برگشته و به او گفتم: پسر جان اينجا چه مي كني؟ و او گفت: آقاي فروغي! نزديك بود خفه شوم. مناسبترين كار، آويزان شدن از گردن شما بود تا بتوانم جانم را نجات دهم. من نيز همانجا بر اقبال و استقبال مردم از قرآن عزيز و نيز اظهار محبت و علاقه جوانان و نوجوانان خوب كشورمان به قاريان قرآن، خداوند متعال را شكر كردم. 

التعليقات (0)Add Comment

أضف تعليق
تصغير | تكبير

security code
الرجاء إدخال الحروف الظاهرة.

Powered By PCLiFE.iR

كاري از گروه زندگي رايانه اي


busy
 

الصور الجزافى

آخرین ارسال های انجمن

More...


المواقع الاخری